3
موسسه آموزش عالی حوزه علمیه اصفهان - اصفهان- ایران
10.22034/ftk.2024.1996099.1482
چکیده
توحید یکی از مهمترین ابواب علم کلام اسلامی است که به بررسیِ شماری از مسائل مربوط به وجودشناسی و معرفتشناسی حضرت حق و از آنجمله، مباحث اسما و صفات الهی میپردازد. در شمار این مسائل، در بسیاری از متون این دانش کهن، به مسئلۀ چالشبرانگیز، توقیفی بودن یا نبودن این اسما پرداخته شده است. این مسئله پیش از تدوین نخستین آثار کلامپژوهانه، در شماری از احادیث نیز به بررسی گرفته شده و از همینرو، متکلّمان گاه در استدلال بر رأی مختار خود، از متون قُدسی ـ اعمّ از کتاب و سنّت ـ بهرهها بردهاند. در میان دانشمندان سترگ امامیمذهب، سیّدمُرتضیٰ (355ق-436ق) نخستین متکلّمی است که به صورت رسمی، نظریّۀ توقیفی نبودن اسمای الهی را طرح کرد و به تثبیت آن پرداخت. نظریّهای که پس از او در شمار آرای اصلی در پاسخ به این مسئله قرار گرفت. مقالۀ حاضر -با توجّه به اهمّیّت آرای سیّد و جریانساز بودن آنها در تاریخ کلام امامیّه-، در پی آن است که با توجّه به متون کلامیِ او، این مسئله را بررسی کند و رأی او در این زمینه را بر اساس کتابهای خود او به دست آورد.