1
دانشیار و عضو هیئت علمی گروه کلام اسلامی دانشگاه قرآن و حدیث قم
2
دانشجوی دکتری گرایش معارف نهجالبلاغه، دانشگاه قرآن و حدیث قم
10.22034/ftk.2024.554540.1357
چکیده
بنا به تقریر جان شلنبرگ، فیلسوف کانادایی معاصر، از شبهه خفای الهی، خداوند برای بیشتر انسانها شواهد و قراین تجربی کافی بر وجود خود ارائه نکرده و خداناباوری غیرمقصّرانه دلیلی بر خیرخواه نبودن خدا و ابهام در وجود الهی و در نتیجه، قرینهای به سود الحاد است. پژوهش حاضر، این انگاره را در معرض ارزیابی دادههای برگرفته از نهجالبلاغه قرار داد. یافتههای پژوهش نشان داد که خفای الهی دارای معانی متعدّدی است و شلنبرگ ادّعا دارد تنها معنای بینشانگی را مدّنظر دارد؛ امّا وی دچار خلط این معانی با یکدیگر شده است. مدّعای شلنبرگ در خفای نشانگی الهی با وجود آثار روشن خداوند، ادّعایی مردود است. تأکید نهجالبلاغه بر رابطه مهربانانه خداوند با انسانها ناقض انگاره شلنبرگ درباره بینشانگی خدا و همچنین خفای وجودی و فعلی اوست. از منظر نهجالبلاغه، خفای مطلق معرفتی، ادّعایی ناصواب است و با وجود خفای حسی و احتجاب خداوند از عقول، امّا ظهور فراحسی او از طریق آثار محسوس قدرتش ممکن است و بهعلاوه، بهواسطه رحمت الهی، معرفت اضطراری او در وجود آدمیان نهاده شده است. از همین منظر، اتّکا بر اختفای الهی برای دفاع از خداناباوری با مشکلات معرفتشناختی دیگری نیز روبهرو است که ناشی از توجّه نداشتن به محدودیّتها و گستره قوای معرفتی آدمیان است. همچنین تلقّی ظاهرگرایانه از مفهوم خدا و رویکرد تشبیهی و انسانپندارانه درباره خداوند و صفات او، همچون عشق و خیرخواهی موجب گردیده تا نشانهها و قراین محکم حسی که میتواند هر فردی را به شناخت لازم درباره خداوند برساند، نادیده گرفته شود.