مردم در نظام سیاسی اسلام، برخلاف حکومتهای خودمحور و خودکامه، بهمثابه یکی از پایههای قدرت، در کنار قانون و رهبر، نقشی بنیادین دارند. نقش و سهم آنان در حکومت، میتواند به چندین گونه به تصویر کشیده شود که برجستهترین آنها عبارتند از: پذیرش (مقبولیّت) و پشتیبانی (مشارکت). در حکمرانی مهدوی، (در دوره تثبیت حکومت) که بهعنوان یگانه حکمرانی بر پایه دادگری است، مردم با همه هستی و توان خویش از رهبر و حاکم پیروی کرده، در بیشتر کارها نقش خواهند داشت. برخلاف آنچه برخی میپندارند که مردم در این حکمرانی نقش چندانی ندارند، از روایات استفاده میشود که آنان نقشهای فراوانی خواهند داشت. آنها با پیروی از رهبری انسان معصوم، در عرصههای سیاسی، نظامی، اعتقادی و اجتماعی، نابسامانیها را سامان میدهند و زمینه شکوفایی و پیشرفت جامعه را فراهم میسازند. هر کس به توان و گنجایش خود، بخشی از سختیها را هموار میکند و در واقع حکومت جهانی مردم با تمرکز بر پیشوایی امام معصومj، سامان خواهد یافت. حضور مردم در نظام سیاسی بهطور عمده به دو گروه تقسیم میشود: گروه کارگزاران و مردمی که در گروههای گوناگون امور حاکمیّت را بر عهده دارند و گروهی که به حسب توان و قدرت خود، گروه اول را در حرکت خود یاری میدهند.