1
دانشآموخته دکترای علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اهل البیت، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2
دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اهل البیت، دانشگاه اصفهان
10.22034/ftk.2024.2020765.1598
چکیده
انسانشناسی بهعنوان یکی از بحثبرانگیزترین ساحات معرفتی و معنویّتی معاصر، مورد توجّه بسیاری از مکاتب معنوی است و انسان بهدنبال این است که چگونه و از طریق کدام مکتب میتواند با شناخت دقیقی از تواناییهای مادّی و معنوی خود، به غایت مطلوب خویش -که کمال دنیوی و سعادت اخروی است-، نیل یابد. برای پاسخ در این جستار، انسانشناسی قرآنی محمدرضا حکیمی در مقابل انسانشناسی معنوی دایر بهعنوان دو مدّعی شناخت انسان معنوی در جهان معاصر مورد بررسی تطبیقی و تحلیل گفتمانی بر اساس روش عملیاتی تحلیل گفتمان پدام[1] قرار گرفته است. نتیجه جستار آن شد که در گفتمان ثقلینی حکیمی، وجوه فرامادّی وجود انسان به عقل، روح، قلب، فطرت، اراده، اختیار و وجدان تقسیم شده است. همچنین تمامی کنشهای مادّی و معنوی انسان بر روح و قلب وی تأثیر میگذارد و در محضر خداوند با قلب خود شناخته و حاضر شده و راه کمال دنیوی و سعادت اخروی را میپوید. در گفتمان دایر نیز بُعد غیرمادّی وجود انسان، روح نام دارد که میتواند با کسب فضایل یا رذایل به ساحات نفسانی خاصی برسد. این ساحات از پستترین به بالاترین عبارتند از: منیّت، ایگو، شاهد درونی و هشیاری برتر که در مرحله آخر، انسان قدرتی خداگونه با خلق و جذب مییابد؛ ولی از جنبه اخروی حیات انسان مغفول مانده است.