استادیار گروه کلام پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،
10.22034/ftk.2025.725377
چکیده
کلام، دانشی است که به استنباط معارف اعتقادی از منابع وحیانی میپردازد و وظیفه اصلی آن، تبیین، اثبات و دفاع از مضامین اعتقادی در قالب یک نظام منطقی است. تبیینگری، بهمعنای توضیح باورهای اعتقادی با استفاده از قواعد و اصول مشخّص، یکی از مهمترین وظایف متکلّمان است. در کلام امامیه، این تبیینگری به دو شکل عمده انجام میشد: برخی متکلّمان سعی داشتند تا تبیین اعتقادات را بر اساس نظام مفاهیم و ادبیات وحیانی انجام دهند؛ در حالیکه گروه دیگری برای این منظور، چارچوبهای معرفتی خود را توسعه داده وآموزههای دینی را بر اساس نظام مفاهیم و ادبیاتی خارج از منابع وحیانی تفسیر میکردند. این رویکرد علمی که به «نظریّهپردازی» شناخته میشود، تلاشی عقلانی برای تحلیل و تبیین مسائل اعتقادی است که در یک نظام منسجم و معقول قرار میگیرد. در کلام امامیه نخستین، این رویکرد بر مبنای معرفتشناختی خاصی استوار بود که از آن با عنوان نظریّهپردازی متناندیش یاد میشود. این مقاله درصدد است تا نشان دهد این تلاش کلامی در دو حوزه وجودشناسی صفات الهی و معرفت خداوند چگونه رخ داده است.