دکترای تخصصی، استاد یار مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)،
10.22034/ftk.2025.2003467.1497
چکیده
بر اساس نظریّه «النفس جسمانیة الحدوث وروحانیة البقاء» که از ابتکارهای صدرالمتألهین است، نفس، جوهری سیّال و حادث به حدوث بدن است؛ یعنی نفس در ابتدای حدوث، امری مادّی است، ولی در ادامه، بر اثر حرکت جوهری اشتدادی به موجودی مادّی مجرّد تبدیل میشود. این نظریّه علاوه بر مخالفت با حجم انبوهی از روایات که دلالت بر خلقت ارواح قبل از ابدان دارد، با تناقض درونی نیز مواجه است؛ زیرا نفس را همزمان به دو مفهوم متقابل مجرّد و مادّی متّصف میداند. مبنای معرفتشناختی ملاصدرا برای توجیه این تناقض، اختصاص استحاله اجتماع متقابلان به موضوعهای مادّی است که حکمی نامعقول و با اصول منطقی ناسازگار است. این مبنی و تلاشی که توسّط یکی از شارحان حکمت متعالیه برای برونرفت از تناقض درونی این نظریّه انجام شده، در این پژوهش به چالش کشیده شده است. بر این اساس، تناقض درونی نظریّه به قوّت خود باقی است و این نظریّه را به گزارهای عقلستیز تبدیل مینماید.