2
دکتری تخصصی، استادیار پژوهشگاه قرآن و حدیث قم و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه قم
10.22034/ftk.2025.2038200.1653
چکیده
فلاسفه بر اساس پذیرش رابطه علّی و معلولی بین خدا و آفریدگان، این رابطه را با توجّه به اصل سنخیّت، ربطی اتّحادی و غیرمباین میدانند. در مقابل، متکلّمان، طرفدار مباینت بین آفریننده وآفریدگان هستند. از آنجایی که مبنای اصلی در دیدگاه فلسفی، سنخیّت است که تعبیر دیگری برای علّیّت شمرده میشود، همانند اصل علیّت برای فلاسفه بدیهی تلقّی شده و مخالف آن در حدّ سوفیسط به شمار آمده است. آنچه ذهن یک پژوهشگر را با وجود این اختلاف بهخود مشغول میکند این است که آیا سنخیّت با بینونت، تنافی دارد؟ و آیا اساساً اصل سنخیّت، در مقام تصوّر و تصدیق بداهت دارد؟ آیا پاسخهایی که به منکران داده شده، تامّ است و دغدغه الهیاتی قائلان به بینونت را رفع میکند؟ این سؤالها، نگارنده را بر آن داشت تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی آنها اقدام کند. نتایج پژوهش حاضر آن است که اوّلاً، اصل سنخیّت دستکم در ناحیه تصوّرات در بین فلاسفه محل اختلاف است؛ بنابراین بداهتی در کار نیست. ثانیاً، بینونت با برخی از تقریرهای موجود از سنخیّت منافاتی ندارد، پس با فرض بداهت، ادّعا این است که شامل رابطه خالق و مخلوق نمیشود و ثالثاً، ادّله قائلان به سنخیّت و منکران بینونت نتوانسته است که بینونت را ناموجّه نشان دهد و دغدغه الهیاتی معتقدان به بینونت را پاسخ دهد.